شب خوش سبزه

شب خوش سبزه

سر بر بالش بگذار و بخواب

پرده ها را می کشم

تا سرما نخوری

فردا باهم

درباره کارها حرف می زنیم

شب خوش گیاهک

در گلدانت آسوده بخواب

مراقب باش

به مرض پژمردگی دچار نشوی

ای سبزه تازه درآمده

یادت باشد از زنبور ها

حذر کنی

شنیده ام که آنها می توانند

ناقل بیماری خطر ناکی باشند

شب خوش سبزه

گیاهک شب خوش

بیا این هم لیوان آب

می خواهی چراغ را روشن بگذارم

فردا صبح سر میز صبحانه می نشینیم

گوشت و تخم مرغ مال من

نیتروژن مال تو

سبزه دوستت دارم

مثل کسی که زن و بچه اش را دوست دارد

/ 6 نظر / 17 بازدید
نانی آزاد ... مترسک

وقتي جهان از ريشه جهنم و آدم از عدم و سعي از ريشه هاي ياس مي آيد وقتي يک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبديل مي کند بايد به بي تفاوتي واژه ها و واژه هاي بي طرفي مثل " نان " دل بست نان را از هر طرف که بخواني نان است ....

یوسف

سلام نن جون.خوبی؟مسافرت خوش گذشت؟آپ قشنگی بود اما مگه چقدر تنها شدی که باید یه سبزه رو دوست داشت باشی؟؟نبینم تنها مونده باشی نن جون موفق باشی[گل][گل][گل]

تینا

[چشمک]سلام نن جون شعرت خیلی قشنگه.

Pourya

سلام نن جون خوبی؟؟ سبزه دوست شدی؟؟؟؟؟؟؟ من اپمممممممممممم...

یوسف

سلام نن جون خوبی؟مرسی که بهم سر زدی.ببخش که دیر اومدم پیشت.حال و حوصله درستی نداشتم. اما تو چرا آپ نکردی؟؟ بازم باید منتظر نوشته های قشنگت بمونم؟