سلام دوستان امروز خیلی حالم گرفته است

امروز دقیقآ یک سال از این بدبختی که به سرمون اومد میگذره 

نمیدونم چی بگم .

از این نامردی هرچی بگم کم گفتم من که به در گاه خداوند گناهی مرتکب نشده بودم

که مستوجب چنین جزایی بشم نمیدونم شایدم سرنوشت بوده.

همه دلداری میدن که صبر کن اونا به جزاشون میرسن دیر و زود داره سوخت و سوز نداره.

ولی من نمی تونم صبر کنم خیلی بی تاب شدم. اعصابم بهم ریخته است.

از دو  سه روز پیش به هر بهونه ای اشک ریختم. امروز صبحم همینطور.

میگن خودتو از بین نبر ولی نمیشه.

فکر نمی کردم بتونم تحمل کنم ولی انسان موجود عجیبیه با همه بدبختی ها خودشو

هماهنگ میکنه  به راهش ادامه میده چاره ای نیست باید رفت.

 

 

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
پوریا7

سلام نن جون&به نظر منم اگه صبر داشته باشی همه چی درست میشه فقط یه کم یا شایدم بیشتر زمان میبره...