پسر پر مدعا

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد.

پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک.

پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت .

وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مادر دیگر در این دنیا نبود

 

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
Pourya dadashe bahar

salam khosh hal misham age be ye bahuneyi bem sar bezani va dar morede matlabi ke mikham bezaram nazar bedi. age khastiam tabadole link konim

یوسف

سلام نن جون.مرسی که به یادم بودی اما من فراموشت نکردم.همیشه بهت سر میزدم ولی آپ نمی کردی.خوشحالم که برگشتی.باز میام پیشت