حال همه ما خوب است ....اما تو باور نکن......

سلام

حال همه خوب است،ملالی نیست جزگم شدن  گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن 

شادمانی بی سبب می گویند.

با این همه عمری اگرباقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی

جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان....!

تا یادم نرفته است بنویسم...حوالی خوابهای ما سال پر بارانی بود.می دانم همیشه

حیاط آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است!

اما تو لااقل حتی هر وحله،گاهی ...هر از گاهی،ببین انعکاس تبسم رؤیاشبیه شمایل

شقایق نیست .

راستی خبرت بدهم خواب دیده ام خانه ای خریده ام بی پرده، بی پنجره ،بی در ،بی

دیوار،هی... بخند.....

بی پرده بگویمت..چیزی نمانده است من 40 ساله خواهم شد!

فردا را به فال نیک خواهم گرفت!

دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما می گذرد،

باد بوی نامهای کسان من می آورد ...،یادت می آید رفته بودی خبر ازآرامش آسمان

بیاوری......

نه ،ایرا جان.....نه....نامه ام بایدکوتاه باشد....ساده باشد ....

بی حرفی از ابهام و آیینه .....!

از نو برایت می نویسم:حال همه ما خوب است ....اما تو باور نکن......  

 

 سهراب سپهری

/ 0 نظر / 6 بازدید